تبلیغات
PISHOLI - جوک های خنده دار 2010
عکس/موزیک/فیلم/دانلود/sms/جوک/عاشقانه/طنز/چت روم/نرم افزار/داستان/موبایل/خبر/

جوک های خنده دار 2010

جمعه 9 بهمن 1388 21:55

نویسنده : alex vahid
شعار جدید 22 بهمن: 22لیتر بنزین ریختیم تو موتورگازی رفتیم دختر بازی الله یاور ماست 110 دنبال ماست.

به ترکه میگن 12 امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم!

یه ترکه از قبرستون میگذشته می‌بینه همه مرده‌ها بیرونن. می‌گه قضیه چیه؟ واسه چی همتون بیرونید! میگن سوالهای اول قبر لو رفته خدا گفته بیرون باشید تا صداتون کنیم!

به یه تركه میگن: « برو یك روزنامة كیهان یا اطلاعات بخر » بعد ازیك ساعت دیدند تركه سر یك خر را گرفته و با خود می آورد. با تعجب پرسیدند: تو رفتی كیهان
بخری این چیه؟
گفت:ـ راستش كیهان و اطلاعات نبود، منم « همشهری» خریدم.!!

نفرین جدیده جدید:
الهی عقل بچه‌ات به میرزاپور بره. قدش به کعبی. دماغش به عنایتی.
موهاش به چلنگر. بی خواصیت‌یش به علی داییییییییییییی

اعضای تیم منتخب قزوین:
الیور کان ، کان ناوارو ، کاندلا ، بیشکان ، اوکان ، کان بی یاسو ، کانتونا ، کانجیچ ، کانو ، کانیزارس ، کانیگیا
سر مربی: محمد دادکان

از تركه میپرسن آرزوت چیه؟ میگه:‌ كاشكی تبریز پایتخت بود! میگن: چرا؟! میگه: آخه اون وقت به مامیگفتن بچه تهرون!

یه روز یه ترکه به پسرش می گه این جوری که تو داری درس می خونی در آینده حتی یه گوساله هم نمی شی. اصلا می دونی گوساله چیه ؟ پسر: آره که می دونم گوساله، کسیه که باباش گاو باشه

به ترکه میگن نظرت در مورد دوران نامزدی چیه؟ میگه : مثل اینکه بابات برات دوچرخه بخره ولی نذاره سوار بشی

آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.

به لره میگن علی یارت میگه ما تیممون تكمیله یار خودتون.



به تركه میگن گوز چه شكلی ؟ میگه حلقه ای. میگن چرا ؟ میگه چون هر وقت زنم می گوزه می اندازه گردن من

تابلوهای بین راه در 5 کیلومتری شهرها :

قم: لطفا با وضو وارد شوید

آبادان: پاریس 5 کیلومتر

تبریز: پایان تمام محدودیتها


غضنفر با خودكار می ره حموم می پرسن چرا ؟؟می گه هر جا رو كه میشورم علامت میزنم.

یك باردوتا تریاكی بانك می زنن یكی به اون یكی می گه :بیا بشمریم اون یكی می گه بی خیال بابافردارادیواعلام می كنه.

یه ترکه بوده اسمش عباس بوده یه روز توی یه مهمونی بزرگی ببخشید(باد از شکم خالی میکنه) بعدش چون خیلی آب میشه از خجالت رو به خدا میکنهو میگه خدایا من این ننگو نمی تونم تحمل کنم منو مثلاصحاب کهف 300سال بخوابون چون عباس آقا بنده خوبی بوده خدا به حرفش گوش میده و میخوابوندش بعد از 300 سال عباس از خواب بیدار میشه و میره تو یه فروشگاهی تا چیزس بخره وقتی پولو به طرف میده یارو میگه: این که مال زمان عباس گوزو است.

به تركه میگن با بالش جمله بساز . میگه :من رفتم جنگل یه كلاغ دیدم و زدم تو بالش . بهش میگن :منظورمون اون بالشه . میگه: من رفتم جنگل یه كلاغ دیدم و زدم تو اون بالش  میگن : نه منظورمون تشك بود . میگه : من رفتم جنگل یه كلاغ دیدم .تو شك بودم بزنم به این بالش یا اون بالش.

به لره میگن با"قیمت"جمله بساز میگه:مامان بدو تو اشپزخونه كه خورشت قیمت سوخت

به تركه میگن بچت حشیش می‌كشه میگه حشیش چیه؟ میگن یه چیزیه كه آدم می‌كشه و میره تو فضا. شب پسرش میاد خونه و تركه بهش میگه اصغر حشیش می‌كشی؟ پسره میگه نه بابا چطور مگه؟ تركه میگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا دیدنت!

تركه داشته بچشو نصیحت می‌كرده، میگه پسرم اگه خواستی زن بگیری از فامیل بگیر، نیگا كن، مثلا داییت زن داییتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم كه مامانتو گرفتم.

محرم بوده , آخونده میره بالای منبر می گه:از حسین بگم؟!دلتون میسوزه.......از ابولفضل بگم؟!جیگرتون میسوزه......بذار یه چیز بگم کو...نتون بسوزه , امشب شام نمیدن

ترکه عکس گور خر زده بود به اتاقش. بهش میگن این عکسه چیه؟ ترکه میگه: این عکس جوانی های بابام هست تو یوونتوس بازی میکرده


  یه رشتیه و آبادانیه رو داشتن اعدام میکردن رشتیه مثل بید میلرزید . آبادانیه با خونسردیه تمام نگاهی کرد به رشتیه و گفت: کا مگه بار اولته!!

یه روز تو آبادان مسابقه میزارن که چه کسی صداش مثله داریوشه خود داریوش شرکت میکنه چهارم میشه!

 یه آبادانی میره ویدیو کلوپ شناسنامه نداشته عینک ریبونشو میزاره گرو.

ماموره سر شماری میره در خونه ی رشتیه زنه درو باز میکنه .ماموره میگه  شما چند نفرید ؟؟ میگه من مشکلی ندارم شما چند نفرید؟؟

ترکه میره امتحان بده واسه آتش نشانی. ازش میپرسن اگه جنگل آتیش بگیره تو  هم تو جنگل باشی آب هم نباشه چیکار میکنی؟ میگه تیمم میکنم.

ترکه به آخونده میگه میشه با کفش نماز خوند آخونده میگه نه. ترکه میگه حاج آقا من خوندم شد.

به ترکه میگن اذون بگه میگه والا چی بگم همه چیز از یه نگاه شروع شد

ترکه به مادرش میگه : ننه اگه تو به دنیا نمیومدی من بدون ننه میشدما !!!

می دونین تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟...اولی آشغال جمع می کنه ..دومی آشغال پخش می کنه!!

یه روز یه مرد تلویزیون رنگی دستش بود داشت رد میشود به مردم تو خیابان گفت كنار كنار رنگی نشید !!


تو شیراز مادر رو از دختر نمیشه تشخیص داد تو اصفهان گدا رو از پولدار تو تهران دخترو از پسر !


معلم از بچه ها پرسید: در آینده میخواهید چه كاره شوید؟ احمد: من میخوام ناخدا بشم. رامین: من میخوام دكتر بشم. سارا: من میخوام یه مادر خوب بشم. رضا: من میخوام به سارا كمك كنم !

ترکه می ره دزدی تفنگشو می گیره پشت گردن یارو می گه تکون بخوری با لگد می زنمت !

عربه زنشو برای زایمان برده بوده بیمارستان.بعد ار یه مدت یه پرستاره اروم میاد میگه:یه خبر بدی براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه میگه: ولک شیشتاشون از جلو افتادن هیچ گهی نشدن. بزار این هفتمی از عقب بیوفته شاید یه گهی شد !

پرستار تیمارستان، می‌ره تو اتاق "قلی". می‌بینه كه قلی داره ادای رانندگی در میاره. می‌پرسه: قلی، داری چی كار می‌كنی؟ قلی می‌گه: دارم با ماشین می‌رم شمال! پرستاره می‌گه: خیلی خوب، سفر خوش بگذره.
فرداش باز می‌ره تو اتاق قلی، می‌بینه این دفعه آروم گرفته دراز كشیده. می پرسه: چیكار داری می‌كنی؟ قلی می‌گه: هیچی،الان شمالم و دارم تو ویلام استراحت می‌كنم

سر کلاس ریاضی بود که استاد اومدو دو خط موازی کشید خط پایینی نگاهی به
خط بالایی کرد و عاشقش شد. خط بالایی هم نگاهی به خط پایینی کرد و تو
دلش عاشقش شد، در همین هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازی هیچ وقت
به هم نمی رسند.

لره میاد تهران می‌بینه همه آستین کوتاه پوشیدن، میگه: عجب، پس اینا دماغشونو با چی پاک میکنن؟

سه تا ترك رفته بودن ایستگاه راه‌آهن، تا میرسن تو یهو قطار حركت میكنه، اینها هم میگذارن دنبال قطار حالا ندو كی بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختی، یكیشون میرسه به قطار و میپره بالا و دستشو دراز میكنه دومی رو هم سوار میكنه، ولی سومی بندة خدا هرچی میدوه نمیرسه. خلاصه خسته و كوفته برمیگرده تو ایستگاه، یك بابایی بهش میگه: آقاجان چرا اینقدر خودتونو خسته كردید؟ قطار بعدی نیم ساعت دیگه حركت میكنه، وامیستادید با اون میرفتید. تركه نفس زنان میگه: ایلده منم نمیدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفیقام اومده بودن بدرقم.

تركه خالی میبنده كه 10 بار رفته چین دوستاش بهش میگن یه خیابون تو چبن اسم ببر میگه شهید بروسلی.

 به تركه میگن: با «هندونه» جمله بساز. میگه: هند اونه كه بغل پاكستانه!

پلیس ماشین مسافر کشی را که با سرعت در خیابان میراند ، متوقف کرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با این سرعت هم میرانی راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری که توی صندوق عقبند خفه میشند .

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. یكی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم ماهواره نگاه می‌كنیم و اگر سكه روی لبه‌اش ایستاد میریم درس می‌خونیم.
 
از یه معتاده می پرسند؟ تو بیژنی؟ می گه: نه من ژن
دارم

تریاکیه داشته تریاک می کشیده؛ یهو پلیس
سر می رسه و می گه: بی حرکت. تریاکیه می گه: کو تا حرکت

دو زندونی معتاد به طرف هم هسته خرما پرت
می کردن، از زندونی دیگه می پرسن؟ چه خبر؟
می گه: جنگ هشته ایشت.

به ترکه میگن نظرت راجع به زلزله بم چی؟
میگه خیلی خوبه فقط وقتش را بیشتر کنین

تركه ۱۰ تومن میندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ یك ماشین میزنه بهش، درب و داغونش میكنه. همون وقت یك بابای دیگه‌ای داشته یك پولی مینداخته تو همون صندوق، ‌تركه با حال زار پامیشه، ‌میگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه


تو تیمارستان نوار کاست نوحه می ذارن همه پا میشن می رقصن به جز یکی
میگن این حتما سالمه
ازش می پرسن تو چرا نمی رقصی ؟ 
میگه:آخه من عروسم

به یك اسكلت می گن یك دروغ بگو ....
می گه:  تپلو یم  تپلو

به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز.
گفت : چلا پنجه می کشی؟ 
چلا شیشه می شکنی؟ 
چلا هف نمی زنی ؟ 
چلا هشتی ناراحت

یه بنده خدائی یه جسد می بره پزشكی قانونی.
بهش میگن: چطور مرده؟ 
میگه: سم خورده.
میگن: پس چرا زخمیه؟ 
میگه: آخه نمی خورد.

به غضنفر می گن سفر حج چطور بود می گه عالی ،خیابوناش تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا همه اخرین مدل یه جای دیدنی هم داشت كه خیلی شلوغ بود من نرفتم .

یه تهرانیه میره قزوین خونه دوستش . تا میاد زنگ خونه را بزنه .کار طرفو میسازنن!!!!!!!!!!!! باز تا میاد زنگ بزنه همین اتفاق میافته . چند بار این اتفاق میفته . عصبی میشه میاد از کوچه بیرون . میبینه اسم کوچه را نوشتن  کوچه شهید دست غیب!!!!

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولی میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملكته. دوتای دیگه میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی كه بخواد گذاشته بشه روباید اول بابای من امضا كنه. دومی میگه: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! اولیه میگه: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من نمایندة مجلسه.. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. سومی برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من پشم هم نیستن! اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیكارس؟ پسره میگه: بابای من سرباز صفره... جلوی خیابون وامیسته، پونصدتومن میگیره، میشاشه به قانون باباهای هردوتون
 ..

غضنفر میخواست فرار كنه خارج ولی راهشو بلد نبود رفت لب مرز دید بعضی ها میرن تو پوست گوسفند و از مرز عبور می كنن خوشحال شدكه راهشو پیدا كرده. رفت نزدیك مرز و رفت تو پوست یه گوسفند همینكه رسید به مرز پلیس دستگیرش كرد وبه زندان انداخت.از پلیسه پرسید: این همه ادم رفتند تو پوست گوسفند واز مرز عبور كردند چطور شد كه شما فقط منو دیدی؟ پلیسه گفت : اخه پدرسوخته كدوم گوسفندیه كه عینك ریبون میزنه؟

معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه هر کس خنگه از جاش بلند شه یهو یه شاگرده بلند میشه میگه آقا به خدا ما خنگ نیستیم فقط خواستیم شما تنها نباشی.

روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته می گه:نع...نع..نع


یه نفر رو به جرم جعل اسكناس بیست تومنی میگیرند بهش میگن چطور شد لو رفتی ؟ میگه والا هیچی من فقط لاستیك های تراكتور رو رینگ اسپرت كردم

یه نفر میخواسته خودكشی كنه با یه ظرف غذا میره روی ریل میخوابه . بهش میگن تو اگه میخوای خودكشی كنی دیگه واسه چی غذا برمیداری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه امد.

یكی پلیس میكشه بعد زنگ میزنه 110 میگه حالا شدین 109 تا.

یه دیوانه میگه چكار كنیم كه واسه ما هم جك بسازن؟ بهش میگن برو یه كار عجیب بكن . فرداش یه قلاب ماهی گیری بر میداره میره میشینه توی كویر، یهو میبینه یه نفر با قایق موتوری از
جلوش رد میشه


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جوک.به ترکه میگن... ،
آخرین ویرایش: جمعه 9 بهمن 1388 21:56